هر از چند گاهی هم اخباری از صف کشیدن بیماران آمریکایی پشت در اتاق او تا اعطای شهروندی به او از سوی دولت های اروپایی و آسیایی به پاس خدماتش به گوش می رسد و با آب و تاب فراوان در رسانه ها نقل می شود. با این حال این مشهوریت و محبوبیت روی دیگری هم دارد که کمتر رسانه ها به آن پرداخته اند.
به گزارش خزرآنلاین، کمتر کسی است که پروفسور سمیعی را نشناسد. مردی که بارها لقب برترین جراح مغز و اعصاب را به خود اختصاص داده و نامش، همواره در بین ایرانیان و به خصوص گیلانیان با افتخار یاد شده است. هر از چند گاهی هم اخباری از صف کشیدن بیماران آمریکایی پشت در اتاق او تا اعطای شهروندی به او از سوی دولت های اروپایی و آسیایی به پاس خدماتش به گوش می رسد و با آب و تاب فراوان در رسانه ها نقل می شود. با این حال این مشهوریت و محبوبیت روی دیگری هم دارد که کمتر رسانه ها به آن پرداخته اند.
سمیعی، سوار بر موج رسانه ها!
در مدارج علمی بالای دکتر سمیعی شکی نیست. بی تردید وی یک استاد تمام یا پروفسور متبحر در کار و رشته خود است. اما آیا همانطور که رسانه ها عنوان می کنند، سمیعی واقعا یک ابرجراح است؟ به عبارت دیگر این جراح مغز و اعصاب واقعا در ایران و جهان، بی نظیر و یا کم نظیر است؟ داستان های معجزه گونه ای که از مهارت او در رسانه ها نقل می شود، تا چه اندازه صحت دارد؟
دکتر محمدمهدی قیامت معاون آموزشی و پژوهشی وقت رییس سازمان نظام پزشکی تهران در این خصوص می گوید: پروفسور سمیعی بوسیله لابی با برخی رسانه ها و همچنین به دنبال ارتباطات خاص با برخی از افراد در آلمان و ایران و با سوارشدن به موج تبلیغات رسانه ای مردم را اغوا می کند.
وی می افزاید: متاسفانه برخی افراد و چهره ها پول می دهند تا جایزه دریافت نمایند. نمونه های آن نیز چندی قبل و در پی انتشار اخبار رسمی درباره چند چهره درعرصه ورزش بود كه همگان دیدند چه مسایلی درباره این جوایز و پولهای پرداختی وجود داشت. درامور پزشكی مشابه نیزیكی ازمصداق ها پروفسور سمیعی است. در واقع جایزه هایی بار علمی دارند که مورد تایید مراکز شناخته شده رسمی و بین المللی باشند. حال آنكه متأسفانه پروفسور سمیعی از طریق ارتباطاتی که دارد با ایجاد انجمن های ساختگی عده ای را به عنوان مسوول اجرایی و دست اندر كار در چنین مراكزی معرفی می کند و سپس آنها او را به این القاب و عناوین مفتخر می کنند!
شاید بسیاری از خوانندگان پس از شنیدن و خواندن این اظهارات، چنین تصور کنند که خواستگاه آن حسادت های شخصی است و احیاناً دکتر محمدمهدی قیامت به محبوبیت و مشهوریت پروفسور سمیعی رشک می ورزد. با این حال وقتی پزشکان صاحب نام دیگری هم در این خصوص اظهاراتی را بر زبان می آوردند و البته اظهاراتشان به شدت در رسانه ها بایکوت می شود، موضوعی کمی شائبه برانگیز می شود.
پروفسور بهروز برومند پدرعلم نفرولوژی ایران در این باره می گوید: به عقیده من جوایز علمی را معمولأ باید بر اساس اکتشاف ها یا ابداع های بسیارخاص ومنحصربه فرد اعطا کنند حال آن که نمی دانیم پروفسورسمیعی بابت کدامین اکتشاف یا اختراع علمی- پزشکی به این عنوان نائل آمدند؟ ضمن این كه تا آنجا كه می دانیم ایشان درآلمان و اروپا چند سالی است كه بازنشسته شده اند.
وی می افزاید: یعنی پزشک باید به اندازه کافی جراحی کرده باشد و بعد مشخص شود که به دلیل فلان جراحی خاص و دشوار یا به دنبال یک ابتکار جایزه ای به وی اعطا شده زیرا در این صورت برای همه ارزش بیشتری دارد.
عضو اسبق هیات مدیره نظام پزشكی كشور تأکید می کند: در هرصورت من افتخار می کنم که از هر ایرانی در هر جایی و به هر شکلی ستایش شود. زیرا این امر بهتر از این است که با دشنام بگویند فلان پزشک مال مردم را خورده یا تعداد مرگ و میر بیمارانش زیاد است. ضمن این كه معتقدم باید درباره سازمان یا نهادی كه جوایز را اعطا می كند نیز به دقت تحقیق شود و خبر آن در مجلات علمی همان رشته منتشر شده باشد.
اسناد و مدارک چه می گویند؟!
هنوز هم می توان بر این عقیده که پزشکان دیگر به پروفسور سمیعی حسادت می کنند، استوار بود. به خصوص اینکه این حسادت های بچگانه در میان پزشکان بسیار رواج دارد. با این حال اسناد و مدارک در خصوص انتخاب سمیعی به عنوان برترین جراح مغز و اعصاب جهان چیز دیگری می گویند. مهر ماه 93 بود که در رسانه های کشور خبری منتشر شد که حکایت از انتخاب مجید سمیعی به عنوان برترین جراح مغز جهان داشت.
نخستین ابهام ماجرا آنجاست که میبینیم، اولین و تنها مرجع منتشر کننده خبر اعطای این جایزه به پروفسور سمیعی، یک سایت ایرانی است که خبر این انتخاب را با بیشترین سرعت ممکن از زمان وقوع روی خروجی خود آورده ـ و سپس در دیگر رسانهها بازنشر یافته ـ و جز این مرجع، خبر اعطای جایزه برترین جراح مغز جهان را ـ ولو با تأخیر طولانی ـ هیچ منبع خبری دیگری منتشر نکرده و حتی از بازنشر آن در خبرگزاری معتبر در زمینه پزشکی در جهان ردی نمیتوان یافت!
بدین ترتیب میتوان حدس زد چرا این رخداد، هیچ بازخوردی در سطح کلان به همراه نداشته و مثلا حتی به صدور یک پیام تبریک از طرف مقامات رسمی کشورمان یا نهادهای بینالمللی و افراد سرشناس در عرصه جراحی منجر نشد؛ حال آنکه میدانیم بارها و بارها تقدیر از این جراح سرشناس توسط مقامات مختلف در کشورمان به بهانههای گوناگون در دستور کار قرار گرفته و از این حیث، نمیتوان مدعی بیخبری مسئولان از افتخارآفرینیهای این دانشمند ایرانی الاصل شد.
اما اشکال بزرگتر هنگامی آشکار میشود که میبینیم این جایزه را مؤسسهای با نام «آکادمی جهانی جراحی اعصاب» (WORLD ACADEMY OF NEUROLOGICAL SURGERY) به پروفسور سمیعی اعطا کرده که نهادی خصوصی، ناشناخته و البته تقریبا تازه کار است که از سوی هیچ نهاد علمی تأیید نشده و بیشتر به جمعی دوستانه و دورهمی شباهت دارد تا یک نهاد معتبر علمی که رویکردهای دقیقی برای پاسداشت جایگاه علم و عالمان داشته و تلاش دارد در پیشبرد اهداف پزشکی گام بردارد.
آن گونه که در سایت این نهاد آمده، آکادمی جهانی جراحی اعصاب که معلوم نیست مقرش در کجاست و در کدام کشور به ثبت رسیده، در سال ۲۰۰۵ آغاز به کار کرده و تاکنون چهار پروفسور را در مقاطع زمانی نامنظم، بر پایه اسلوب ناآشکار مستحق اعطای جایزه و عنوان عصب طلایی (Golden Neuron Award) دانسته است که آخرینشان پروفسور سمیعی است.
نخستین فردی که این عنوان به وی اعطا شده، قاضی یاشارگیل از ترکیه (سال ۲۰۰۷)، بعدی آلبرت روتون از آمریکا (سال ۲۰۰۹)، نفر سوم جان جین از آمریکا (سال ۲۰۱۱) و آخرین فرد فهرست، مجید سمیعی در سال ۲۰۱۴ است؛ یعنی معلوم نیست روند اعطای این جایزه هر چند وقت یک بار است؟!
این در حالی است که بخش «آکادمی جایزه» در سایت این مؤسسه خالی است تا نتوان مکانیزم این انتخابها و ملاکهای مرتبط با آن را دریافت و افزون بر آن، هیچ توضیحی برای چرایی انتخاب این افراد یا دست کم اشارهای یک خطی به رزومه درخشانشان یا حتی معرفی ایشان در چند کلمه هم در سایت این مؤسسه درج نشده است؛ برای نمونه، معلوم نیست چرا پروفسور سمیعی از دید کارگزاران این مجموعه مستحق دریافت جایزه دانسته شده، چه چیزی این انتخاب را تا به امروز به تأخیر انداخته بوده و براستی چرا این دانشمند سرشناس چند سال پیش نتوانسته در فهرست برندگان این جایزه قرار گیرد؟!
از این نکات جالبتر آنجاست که میبینیم در تاریخچه گردهماییهای آکادمی جهانی جراحی اعصاب هم نظم خاصی به چشم نمیخورد تا آنجا که میبینیم در سال ۲۰۱۳ هیچ نشستی برگزار نشده و به فاصله یک هفته از برگزاری همایش اخیر ایشان ـ که انتخاب پروفسور سمیعی در آنجا رقم خورده ـ حتی سایت مؤسسه به روز نشده است!
این توضیحات هنگامی کامل میشود که تصاویر نشستهای برگزار شده قبلی این آکادمی را مرور کنیم تا دریابیم آنچه با نام پر طمطراق آکادمی فلان پشت سر جایزه اعطا شده به جراح سرشناس ایرانی است، در حقیقت به گعدهای دوستانه شباهت دارد که به هیچ عنوان قابلیت قیاس با «کنگره جراحان اعصاب» با بیش از شصت سال سن و «انجمن جراحان اعصاب آمریکا» با عمری حدود ۸۰ سال و دارا بودن چندین هزار عضو را ندارد.